یکشنبه, ۰۱ مرداد ۱۳۹۶

دوشنبه /

دوشنبه

دوشنبه

 

 

 

 

 

 

مولانا؛ جلال‌الدین محمد بلخی

 

از علی آموز اخلاص عمل/ شیر حق را‌دان مطهر از دغل

در غزا بر پهلوانی دست یافت/ زود شمشیری بر آورد و شتافت

او خدو انداخت در روی علی/ افتخار هر نبی و هر وَلی

آن خدو زد بر رخی که روی ماه/ سجده آرد پیش او در سجده‌گاه

در زمان انداخت شمشیر آن علی/ کرد او اندر غزااش کاهلی

گشت حیران آن مبارز زین عمل/ وز نمودن عفو و رحمت بی‌محل

گفت بر من تیغ تیز افراشتی/ از چه افکندی مرا بگذاشتی

....

گفت من تیغ از پی حق می‌زنم/ بنده‌ی حقم نه مامور تنم

شیر حقم نیستم شیر هوا/ فعل من بر دین من باشد گوا

ما رمیت اذ رمیتم در حراب/ من چو تیغم وان زننده آفتاب

رخت خود را من ز ره بر داشتم/ غیر حق را من عدم انگاشتم

سایه‌ای‌ام کدخداام آفتاب/ حاجبم من نیستم او را حجاب

من چو تیغم پر گهرهای وصال/ زنده گردانم نه کشته در قتال

خون نپوشد گوهر تیغ مرا/ باد از جا کی برد میغ مرا

***

مولوی همچنین در غزلی زیبا، این گونه مهر و وابستگی‌اش را به امیر‌المومنین (ع) ابراز می‌کند:

تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعه‌ی خیبر/ برکند به یک حمله و بگشود علی بود

آن گرد سرافراز که اندر ره اسلام/ تا کار نشد راست نیاسود، علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود/ سلطان سخا و کرم و جود علی بود

آن شیر دلاور که برای طمع نفس/ بر خوان جهان پنجه نیالود، علی بود

سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پیدا/ شمس الحق تبریز که بنمود، علی بود

آن عارف سجّاد، که خاک درش از قدر/ بر کنگرهی عرش بیفزود علی بود

مسجود ملایک که شد آدم، ز علی شد/ آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاس/ هم صالح پیغمبر و داوود علی بود

هم موسی وهم عیسی و هم خضر و هم ایوب/ هم یوسف و هم یونس و هم هود علی بود

آن لحمک لحمی، بشنو تا که بدانی/ آن یار که او نفس نبی بود علی بود

موسی و عصا و ید بیضا و نبوت/ در مصر به فرعون که بنمود، علی بود

عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود علی بود/ آن نور خدایی که بر او بود علی بود

آن شاه سرافراز که اندر شب معراج/ با احمد مختار یکی بود علی بود

محمود نبودند کسانی که ندیدند/ کاندر ره دین احمد محمود علی بود

آن کاشف قرآنکه خدا در همه قرآن/ کردش صفت عصمت و بستود علی بود

چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم/ از روی یقین در همه موجود، علی بود

هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن/ هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود

این کفر نباشد، سخن کفر نه این است/ تا هست علی باشد و تا بود علی بود

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

اضافه کردن نظر

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 116 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت