چهارشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۶

دوشنبه /

دوشنبه

دوشنبه

رمان شووآ



بررسی رمان شووآ

نوشته: شیوا پورنگ


حمیدرضا اکبری شروه

                                                                                                                       

شووآ رمان متفاوتی می‌باشد به جهت ِروایت دانای کل که نویسنده برای نگارش  انتخاب نموده است. البته من این رمان را رمانی فمینیستی می‌دانم، شاید بدان جهت که وقایعی را بیان می‌کند که سرشار از رنج زنانه است . مهرسیما فرزندی نامریی به دنیا می‌آورد وسایر جریانات...

قبل از هر بررسی ساختاری این اثر باید بگویم  اصل مهم ایجاز را نویسنده رعایت ننموده است،  که  با حذف پاره‌های بسیاری از کتاب،  اثر به خود گزندی نمی‌بیند. همینگوی در جایی بیان می‌دارد: می‌توان هر چیزی را که می‌دانی حذف‌شدنی است حذف کنی و پاره‌های محذوف، داستان را پر مایه‌تر خواهد کرد و خواننده احساس می‌کند چیزی بیشتر از آن‌‍چه درک کرده می‌داند . پس حذف، گاهی به خوانش و درک و از همه مهم‌تر زود رسیدن به مطلب  می‌تواند موثر واقع شود که نویسنده شووآ بایستی آن را در کارهای بعدی خود مد نظر داشته باشد. از این مطلب که بگذریم در این رمان طولانی ما با مولفه‌های روایی روبرو می‌شویم با چندین پرسوناژ که ترکیبی‌ست  از فرستنده که خود شامل نویسنده واقعی و مستتر و راوی و همچنین گیرنده که خود شامل مخاطب واقعی و روایت‌شنو چه درون داستانی و چه برون داستانی می‌باشد. از این گذشته شووآ از آن دست رمان‌های متن نوشتاری می‌‍باشد که می‌توان آن را اجرا کرد و این اجرا در دنیایی وسیع، روایت می‌شود که جزئیاتی بالقوه ؛ که عمدتا در روایت ذکر نمی‌شوند ولی مخاطب قادر است آن‌ها را به منزله پیامد منطقی مشارکت در فرآیند روایت‌گری در تصور بیاورد .

-    صدایش لرزیده بود .سعید گریان دست‌های نرگس را پس زده و با دهان ِباز و چهره اشک‌آلود دست‌ها را گرفته بود سمت پدر.

پدر سنگین نگاهش کرده و گفته بود: مرد گریه نمی‌کنه.

و پشت کرده بود. دست‌های سعید آویزان مانده بود . تصویر پدر که دور می‌شد در چشم‌هایش تار شده بود .ص-194

موضوع ِدیگر کارکردهای متنی  روایی در این رمان  می‌باشد. همان‌گونه که همه می‌دانیم گفتمان روایی، همان انتقال روایی  بوده که شامل مجموعه رخدادها و موجوداتی است  که در داستان، روایت پیرامون آنهاست.

دستی به موهایش کشید : می‌رم لبا س‌هاش رو آماده کنم

وقتی برگشت پسرکش را دید که با خوشحالی دست و پایش را زیر دوش آب  تکان می داد و به پدرش لبخند می‌زد.

سعید پرسید: به نظرت این اولین لبخندشه ؟

مهرسیما خندید: اولین برای تو.ص-179

نویسنده از پس این‌گونه متن روایی نیز خوب  بر آمده است  که در کل رمان مثال‌های خوبی می‌توان یافت و علاوه برآن ذکر کرد. اما شووآ با  آب ظاهر می‌شود .همگان می‌دانیم آب مقدس است و این‌که آب از عناصري است كه نزد ايرانيان مقدس و ايزدي بوده است. زيرا در ايران از قديم‌ترين ايام، همانند جهان‌بيني كهن سومري، معتقد به نقش آفرينندگي آب در نظام جهان بوده‌اند. از اين‌رو، بارها در اوستا به اهميت و تقدس آن اشاره شده است ـ «آبان يشت» و «تير يشت» - و «آناهيتا» (به معني پاك و بي آلايش)، به عنوان ايزد بانوي آب و باروري، ستايش شده است. مورخان يوناني ستايش عنصر آب را به ايرانيان نسبت مي‌دهند و مي‌گويند: ايرانيان درميان آب بول نمي‌كنند، آب دهن بدان نمي‌اندازند و با آن دست نمي‌شويند، كه البته مقصود آب جاري است كه بايد از هرگونه كثافت به دور بماند. در روايات سامي نيز نقش آب در آفرينش بسيارمهم است. (سفر پيدايش): «...و خدا گفت: فلكي باشد در ميان آب‌ها و آب‌ها را جدا كند و خدا فلك را بساخت و آب‌هاي زير فلك را از آب‌هاي بالاي فلك جدا كرد و چنين شد… و خدا گفت: آب‌هاي زير آسمان در يك‌جا جمع شوند و خشكي ظاهر گردد و چنين شد؛ و خدا خشكي را زمين ناميد و اجتماع آب‌ها را دريا ناميد.
در روايات اسلامي (از جمله بلعمي) آمده است كه خداي تعالي پس از آفريدن لوح و عرش و كرسي، همه عالم را يك‌سر از آب آفريد. آنگاه با هيبت، يك نظر به آب نگريست. آن آب از هيبت خداي برجوشيد و دودي از ميان آب برآمد؛ از آن دود آسمان‌ها را آفريد. به قول قرآن: ثُمَ استوي اِليَ السّمآءِ و هِيَ دُخانٌ (فصلت)؛ و روز رستاخيز نيز چون ويران شود، همه را دود گرداند. جاي ديگر (انبياء) زندگي همه چيز از آب دانسته شده (وجعلنا المآء كلّ شي ء حيّا و جاي ديگر عرش خدا بر روي آب تجسم گرديده است.

اهميت ِآب در اعتقادات عامه از قديم‌ترين روزگار تا زمان حاضر نيز مورد توجه بوده است. البته با آن که نویسنده در این رمان جنبه اساطیری آن را مد نظر داشته است  چندان در پرداختن به این موضوع موفق نبوده است . من دلایل کافی و ربط افقی و عمودی و یا خطی  برای این موضوع پیدا نکرده‌ام، نه این‌که نویسنده از پس پرداخت بر نیامده است ، نویسنده واقعه‌ی داستانی خوبی را نتوانسته از این موضوع به مخاطب  ارایه دهد . مطالب را عریان بیان کردن  و توضیح دادن ، خواننده حرفه‌ای را خسته می‌کند. گاهی باید دو پهلو مطلبی را بیان کرد تا خواننده در خوانش به چالش فکری کشیده شود و خود با در گیری ذهنی به  موضوع پی ببرد .

شی نگاری باید جنبه‌های زیباشناختی با خود داشته باشد و اساسا بایستی در ذهن مشاهده‌گر برساخته و یا بازساخته شود، این موضوع  از منظر رومن  اینگاردن بدین گونه مطرح می‌شود:

شی اگر حتی واقعی در معرض دید نباشد ، امکان حیات می‌یابد وی بیان می‌دارد: می‌توان بر مبنای اشیاء صرفا خیالی که کاملن ساخته خود ماست و هنوز به مشاهده در نیامده است؛ تجربه‌های زیبا شناختی ارایه کرد و از این رو شیوا پورنگ در ثبت لحظات زیبا شناختی توانسته تصویر خوبی را روایت کند.

-    به فضای حجم دار در لباس که زنده بود و حرکت می کرد نگاه کرد و به هیچی که از زیر کلاه پیدا بود . درد را فراموش کرد . دستش را آهسته برد به سمت فضای  خالی بین کلاه و یقه گرد لباس که ظاهرا گردن بچه  را پوشانده بود و دستش مماس شد با گردن و صورت بچه ، با حسرت لمس کرد و دست را روی گونه و چشم ها و........

فکرکرد : من خواب می‌بینم یا بیدارم  من چی زاییده‌ام ؟ این بچه‌ست ؟ به این می‌گفتند وضعیت ، مورد ، کیس ؟ او روح زاییده است ؟ روح که لمس نمی‌شود .ص-40

اپیزود ِآخر  نوشته های من  از لیچ و شورت می‌باشد  که برای متن روایی سه کارکرد تعیین کرده‌اند:

1-    کارکرد ِبینا فردی : ناظر به شیوه‌ای است که تعامل ِمیان گوینده و شنونده را برقرار می‌کند .

2-     کارکرد ِمتنی: ناظر به شیوه‌ای است که اطلاعات را در زبان ساخت‌بندی و منظم می‌کند.

3-    کارکرد ِاندیشگانی: ناظر به شیوه‌ای می‌باشد  که اطلاعاتی درباره جهان داستانی ارایه می‌دهد .

در مقام ِمقایسه این سه کارکرد با متن داستان شووآ، به این نتیجه می‌رسیم که رابطه‌ای ارگانیسمی  و حرفه‌ای بین متن و جهان ِداستان و روایت دانای کل نویسنده وجود دارد .که من خواننده را به فضایی ملموس می‌کشاند.

مهرسیما دهان باز کرد که جواب بدهد که بی‌هیچ  کلامی به مادرش خیره شد . از حس خیسی ، پاهایش به لرزه افتاد.

نالید: مامان کیسه آبم. نشست. درد از پهلو شروع و انگار پاهای مهرسیما را فلج کرده بود. ص-18

رمان ِشووآ در چاپ‌های بعدی ِخود اگر دوباره باز نویسی شود از آن دست رمان‌هایی خواهد بود که در ذهنیت  تاریخی ادبیات ِداستانی ما به یادگار خواهد ماند.

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 31 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت