چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶

دوشنبه /

دوشنبه

دوشنبه

 

    

پریان آب ، انار بهشتی به عنوان

افسانه ی پریان  / جواد اسحاقیان

" فون فرانز " 1 در تفسیر افسانه های پریان 2 (1996) می نویسد :

      " افسانه های پریان ، ناب ترین و ساده ترین نمود روندهای روانی در " ناخودآگاه جمعی " 3 هستند . به این دلیل ، ارزش آن ها به اعتبار تحقیقات علمی در زمینه ی " ناخودآگاه " به مراتب بیش از دیگر امور مادّی است . این افسانه ها ، معرّف " کهن الگوها " 4 به ساده ترین ، آشکارترین و دقیق ترین شکل آن هایند . ما ، در اسطوره ها یا افسانه یا هر مادّه ی اسطوره ای دیگر می توانیم الگوهای روانی انسان را از رهگذر عناصر فرهنگی اما به گونه ای غیر شفاف مطالعه کنیم ، ولی در افسانه های پریان ، مادّه ای آگاه و ویژه را می توانیم ببینیم که آشکارا معرّف الگوهای اساسی روان هستند " ( فون فرانز 1996 ، 1 ) .

    برخی نظریه پردازان مانند " برونو بتلهایم " 5 ـ که به " افسانه های پریان " به عنوان شیوه ای برای " روان درمانی " 6 نگاه می کنند ـ بر این باورند که در این گونه داستان ها ، فرآیندهای درونی ، " بیرونی " 7 می شوند و ارائه ی آن ها به یاری شخصیت ها و رویدادهای داستان ، این فرآیندها را قابل فهم می سازد :

     " به همین جهت ، در طب سنتی هندو به بیمار روان پریش پیشنهاد می کردند تا در معنای قصه ای که به مشکل خاص او تجسم می بخشید ، اندیشه کند . گمان می رفت که شخص پریشان ، با تعمّق در داستان می تواند ماهیت بن بستی را که گرفتارش کرده و نیز ، امکان خلاص شدن از آن را مجسم کند . بیمار می توانست با اندیشیدن در باره ی اشارات یک داستان خاص ، در باره ی یأس و امیدهای انسان و نحوه ی پیروزی بر تلخ کامی ها ، مانند قهرمان داستان ، نه تنها راهی برای رهایی از درماندگی خود ، بلکه راهی برای شناختن خویش ، بیابد . . . قصه های پریان ، مدّعی نیستند که جهان را همان گونه که هست ، توصیف می کنند و اندرز هم نمی دهند که چه باید کرد . قصه ی پریان ، درمانگر است ، چون بیمار با تعمّق در اشارات داستان در باره ی " خویش " و جدال های درونی اش در آن لحظه ی خاص زندگی ، راه حل های خاص " خود " را پیدا می کند . محتوای قصه ی برگزیده ، معمولا ً ربطی به زندگی ظاهری بیمار ندارد ، اما با مشکلات درونی او ـ که غیر قابل فهم و به همین سبب ، حل نشدنی می نماید ـ ارتباط زیادی دارد . قصه ی پریان ، به وضوح به جهان خارج اشاره نمی کند ، اگرچه ممکن است کاملا ً واقعگرایانه آغاز شود و عناصری از زندگی روزمره در آن ، تنیده شده باشد . ماهیت غیر واقع گرایانه ی این قصه ها ـ که عقل گرایان تنگ نظر به آن ، معترضند ـ خود شگردی مهم است ، زیرا به روشنی نشان می دهد که هدف قصه ، این نیست که اطلاعات سودمندی در باره ی جهان بیرون به شخص بدهد ؛ بلکه به فرآیندهایی توجه دارد که در درون او صورت می گیرد "      ( بتلهایم 1381 ، 30-29) .

     افسانه ی پریان آب ، انار بهشتی ، یکی از بیست و هشت افسانه های دشت توس است که " محسن میهن دوست " آن ها را گردآوری کرده و مقئدمه ای بیست و اند صفحه ای بر آن نوشته و " پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری " در سال 1387 منتشر کرده است .

1.Von Franz           2. The Interpretation of  Fairy Tales          3. Collective Unconscience            4. Archetypes

5. Bruno Bettelheim             6. Psycho therapy            7. Externalize   

  1. افسانه ی پریان ، گاه به آیین های پاگشایی اشاره دارد :

برخی از اسطوره شناسان مانند " میرچا الیاده " 1 بر این باورند که بسیاری از اساطیر و به یژه ، افسانه های پریان ، از " آیین های پاگشایی " 2 یا " مراسم تشرّف " سرچشمه گرفته اند یا نمود نمادین آن آیین ها هستند . " الیاده " در تولّد و تولد دوباره 3 ( 1958) اعتقاد دارد هم " آیین های پاگشایی " و هم " آیین های گذار " 4 از وجود یک " خود ناکامل  و کهنه " و با هدف " تولد دوباره در یک هستی والاتر " و گونه ای " مرگ مجازی " سخن می گویند و به همین دلیل است که افسانه های پریان ، پاسخگوی نیازهای روانی آدمی هستند و میل به تکامل و تمامیت روانی را در او برمی انگیزند .

      پریان آب و انار بهشتی ، حاوی " بن مایه " 5 هایی مکرر و معنادار است که در آن سوی ظاهر ساده ، قصه وار و بی پیرایه اش ، بسی دقایق و ظرایف روان شناختی را مطرح می کند که موضوع نوشته ی ما است . " آیین های گذار " چنان با مراسم و آداب اجتماعی ما آمیخته شده که از فرط تکرار ، مفاهیم آن در نظر اول ، به ذهنمان نمی رسد .           " سیسمونی " سفید نوزاد ، به " تولد " او و آمدن به جهان مادّی اشاره دارد . وقتی در گوش او " اذان " می گویند ، گویی می خواهند به او بفهمانند که وی پس از این ، با آموزه هایی دینی خواهد زیست . وقتی پسری را " ختنه " می کنند ، به بلوغ جسمی و جنسی بعدی او اشاره می کنند ؛ هم چنان که خون روی ماهانه ی دختر ، تلویحا ً به معنی قبول نقش مادری در سال های آینده است . وقتی لباس سفید عروسی یا دامادی به تن می کنند ، به این معنی است که داماد و عروسی به مرحله ی بالاتری از تکامل روانی ، جسمی و ایفای نقش اجتماعی ( خانوادگی ) رسیده اند . مراسم حنابندان و پاگشایی ، خود به " آیین های گذار " اشاره دارند . کفن سفید ، آغاز ورود به جهان باقی است . تعبیر " شاه ـ داماد " ، به فراروی مرد و رسیدن به جایگاهی والاتر اشاره دارد ؛ چنان که اطلاق تعبیر " شاهزاده خانم " بر عروس ، جنبه ی استعلایی و گذار اجتماعی او را افاده می کند . در پهنه ی آموزه های عرفانی ، مبارزه با " نفس اماره " و قبول           " ریاضت " از جانب " صوفی " و " مرتاض " ، گونه ای فرارفتن از حیات دنیوی و جسمانی به سوی زندگی آسمانی و روانی است . این بیت " سنایی غزنوی " ـ که تلمیحی به حدیث نبوی " ُموتوا قبلَ َان تموتوا " است ـ به همین مرحله ی گذار اشاره دارد :

     بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی          که ادریس از چنین مردن ، بهشتی گشت قبل از ما

     من در خوانش خود از افسانه ی پریان آب و انار بهشتی ، به همین مضمون تکامل و تمامیت روانی زن و مرد و مراحل گذار گوناگون آن ، نظر دارم . در این افسانه ، سه دختر پادشاه ، با رسیدن به سن ازدواج یا گذشتن از آن ، نگران آینده ی خویش هستند و از آن جا که آشکارا نمی توانند نیّت خود را آشکارا به پدر بگویند ، به پیشنهاد دختر جوان تر ، باغبان سه خربوزه ی ترشیده ، روبه ترشیدگی و آماده ی خوردن برای پادشاه می برد . با توضیخ و تفسیر وزیر ، پادشاه از تقاضای دختران خود ، آگاه می شود . دو دختر بزرگ تر و میانه ، به شیوه ای سنتی ، متعارف و به اشاره ی پدر به ترتیب ، با پسر وزیر وپسر قاضی ازدواج می کنند و به خانه ی شوهر می روند .   سومین و جوان ترین دختر ، سنت شکنی می کند و پاسخ هایی به سه پرسش پدر می دهد که او را خوش نمی آید . دختر ، مورد خشم و پدر قرار گرفته او را به پسری می دهد که در شهر از همه بیچاره تر است و به طرد او از خانه اشاره می کند ( میهن دوست 1387 ، 176) .

1.Mircea Eliade               2. Initiation rites           3. Birth and Rebirth              4. Rites of  passage ( Transition rites )

      در یک فرهنگ نامه ی روان شناختی می خوانیم : " گاه آیین ورود هنگامی پیش می آید که کسی جرأت کند رفتاری مغایر با غرایز طبیعی انجام دهد یا به خود اجازه دهد حرکت خود را به سوی " خودآگاهی " 1 آغاز کند . آیین پاگشایی ، نشان دهنده ی گذاری معنادار در زندگی است که ناظر به جسم و روح است و به ویژه ی به مقطع " سن بلوغ " 2 مربوط می شود . پیچیدگی چنین آیین هایی ، نشان دهنده ی وسعت و عمق آن بخش از مناسک است که کسی نیاز دارد انرژی روانی خود را از یک رسم و عادت رایج ، متعارف و مقبول ، متوجه رفتاری نامرسوم و نو سازد . در این حال ، آنچه اتفاق می افتد ، گونه ای تحول " هستی شناختی " 3 است که سپس در تحولی بازتاب می یابد که به منزلت و شأن بعدی شخص ربط پیدا می کند ؛ مثلا ً پسربچه ای ، برای خودش مردی می شود و از خانه ی پدر می رود . به تعبیر دقیق تر بگوییم ، او به مرحله ای خاص از " دانش " 4 نمی رسد ؛ بلکه می خواهد به مرتبه ای برسد که به آن      " شناخت " 5 ( معرفت ) می گویند . همه ی آیین های پاگشایی ( مناسک ورود ) ، متضمن مرگ در یک مرحله ی نازل و تولد دوباره ، نوشدگی و اهلیّت بیش تر در یک موقعیت خاص است که به آن " دگرگونی " 6 می گویند . در این صورت ، این آیین ها برای هرکس ، هم اسرارآمیز و هم دلهره آورند و آدمی اصطلاحا ً با " سیمای خداگونه " 7 یا      " خویش " 8 مواجه می شود " ( سموئلز و دیگران 1986 ) .

     کوچک ترین دختر ، هنجارشکن ترین ، فرزانه ترین و خودساخته ترین دختر پادشاه است . وقتی پدر در مفام آزمون بلوغ از او می پرسد : " دخترم ! بگو که مرد کیست یا زن چگونه باید باشد ؟ " او پاسخ می دهد :

      " ای پدر ! زن ، مرد را مرد می کند . اگر زن در خانه خوب بود ، مرد دارا می شود و اعتبار پیدا می کند . اگر زن ، بد باشد ، هرچه مرد بیاورد ، هرچند در جوالی ُپر باشد ، باجاروب بیرون می ریزد " (176-175) .

    پدر او را در نادانی ، به مادر پیرِ دختر مانند می کند ، زیرا پاسخ او با جواب دو دختر بزرگ تر و نظر شخص او ، متفاوت است که گفته اند : " ای پدر ! مرد ، مرد را مرد می کند . ده مرد که پشت ِ سر تو باشند ، قلعه را می کوبی و می گیری. " وقتی پدر از دختر کوچک تر سؤال می کند از میان جامه ها ، کدام را دوست داری ؟ او جامه ی             " پشمینه " را برمی گزیند ؛ در حالی که دیگر دختران ، جامه ی ابریشمین ، ماهوت و اطلسی را ترجیح داده اند . وقتی از او می پرسد که از میان خوراکی ها کدام را برمی گزینی ؟ " خاگینه " را نام می برد ؛ در حالی که دیگر خواهران ، به شیوه ی رایج " چلو مرغ " و " کباب " را ترجیح داده اند . دختر جوان ، شوهر بیکاره اما مستعد تحول و تعالی را بر شوهرانی که پیش ترها به مقامات شامخ درباری رسیده اند ، برمی گزیند . هیچ یک از آنان ، خود به کمال نرسیده اند ؛ در حالی که دختر جوان می خواهد خود شاهد تمامیت روانی و کمال اجتماعی خود و شوهر باشد .

  1.  در افسانه ی پریان ، برخی پیرو اصل لذت و بعضی ، تابع اصل واقع هستند :

       " فروید " 8 نوشته است : " چنین به نظر می رسد که کل فعالیت روانی ما ، بر مبنای " کسب اذت و دفع الم " 9 بنا شده باشد که به گونه ای خودکار ، بر پایه ی " اصل لذت " 10 استوار است . " ( فروید 1920 ، 365) .

      دو خواهر بزرگ تر ، به شدت تن آسان ، پخته خوار ، قانع ، کامخواه و نازپرورد وصال هستند . آنان به همین که شوهری متشخص ، توانگر و دارای منزلت اجتماعی یافته اند ، خشنودند و از زندگی ، تنها به " اصل لذت " می اندیشند و از کار ، پیشرفت و تکامل و تعالی روانی بیزارند . مطابق شیوه های رایج و سنتی ، زندگی می کنند و از نوآوری و خودسازی روگردانند . کوچک ترین خواهر ، می خواهد حیات روانی خود را از " صفر " آغاز کند و از رهگذر کار

1.Consciousness                  2. Puberty               3. Ontological change             4. Knowledge               5. Gnosis

6. God-image              7. Self             8. Freud             9. Procuring pleasure and avoiding pain           10. Pleasure principle    

خلاق ، اندیشه ورزی و فرابینی ، حیات روانی خویش را به تمامیت برساند . او در خانه ی محقر مادر شوهر خود ، کار می کند . او به شوهر مرواریدی می دهد تا با آن ، ابزار کار برای باربری در بازار و ابزار نخریسی برای خودش در خانه بخرد :

     " دختر ، چرخ نخریسی و پنبه را گرفت و گفت : " این دوک ، از آن ِ من است که زن هستم و در خانه می نشینم . توبره و طناب هم مال تو که به بازار می روی و باربری خواهی کرد " . . . دختر هم پنبه نخ می کرد و به بازار می برد و می فروخت . کم کم از پولی که پس انداز شد ، وسیله ی خانه خریدند " ( 177) .     

     نخریسی ، کار در خانه و فر وش نخ در بازار از یک سو ، و باربری و کار توان فرسا اما امیدبخش " بهرام " از سوی دیگر ، گونه ای برخورد با " اصل واقعیت " 1 است . " فروید " در کتاب دیگر خود با عنوان روانکاوی برای افراد غیر متخصص 2 ـ که در فارسی به مفهوم ساده ی روانکاوی ترجمه شده است ـ می نویسد :

     "  بدین ترتیب ، " خود " 3 با مهار کردن انگیزه های نیرومند " نهاد " 4 ، " اصل طلب لذت و دفع الم " را ـ که در گذشته تنها عامل محرّکه بود ـ با " اصل درک واقعیت " عوض می کند ؛ اصلی که در حقیقت ، به همان هدف ها منتهی می شود ، ولی در عین حال ، شرایطی را که دنیای خارج در راهش می گذارد ، می پذیرد و به حساب می آورد " ( فروید 1346 ، 55) . 

      گِل ِ کوچک ترین دختر نازپرورد تنعم و " بهرام " بیکاره و تن آسان ، با درگیر شدن با " واقعیت " زندگی ،  ورزیده می شود و به شکل دلخواه آن دو درمی آید . در این میان ، " بهرام " در روند کار شاق اما خلاق ، توانایی های جسمی و ذهنی خود را به کار می گیرد و به موفقیت هایی می رسد . او که پیش از این ، طفیل مادر بوده است ، اکنون برای خود درآمدی دارد و سرمایه ای اندوخته است . از " خانه " به " شهر  " آمده و باربری می کند اما سپس ، از شهر خود به دیگر شهرها می رود و مباشر و رایزن بازرگانی توانگر می شود . توان بدنی و هشیاری ، به او در کسب درآمد و سود و دریافت انعام از بازرگان خود و دیگران ، بر میزان داشته ها و نقدینگی او می افزاید :

     " هر کاروان به او مقداری پول داد . بهرام دید با پولی که به او داده شده ، می تواند تجارت کند . " (180) .

     او که پیش از این ، در هر کاری از همسر خود ، چاره می خواست و بی اجازه اش ، کاری نمی کرد ، اکنون با تکیه بر چاره اندیشی خود ، به عزت می رسد . شش دانه اناری که از " پریان " چاه آب گرفته ، آکنده از جواهر بوده و آن را برای همسر خود فرستاده است (همان) . او شبانه خواب بر خود حرام می کند و در ضمن شب زنده داری ، متوجه می شود که سفیدپوشی ناشناس ، می خواهد بسته ای را گور و کم کند و خود ناپدید شود . در آخرین لحظات او موفق می شود دسته ای از موی سر و متعلقات آن ناشناس را بقاپد و قاتل نوزادی را شناسایی کند . " بهرام " وقتی وارد شهر می شود ، فرمانروای شهر را خشمگین می یابد . پادشاه چون گروهی از مردم را رباینده و قاتل نوزاد خود می داند ، آنان را دستگیر می کند تا بی جان کند . " بهرام " با دادن نشانی هایی ، سوگلی انتقامجوی پادشاه را معرفی می کند . پادشاه نه تنها دختر خود را به عقد او درمی آورد ، بلکه نیمی از ثروتش را هم به وی می بخشد . مردمی که بی گناه دستگیر شده اند ، به پاس آزادی خود ، به او هدایایی می دهند :

     " بهرام دید کلی ثروت به دست آورده است و هنگامی که حساب کرد ، ثروتی بیش از بازرگان نصیب او شده است . او در شهر ، عمامه ی شیر و شکری به سر بست و نشان شیر و خورشید به آن زد و اسبی تندرو خرید و دختر شاه را بر تخت روان نشاند و آن شهر را ترک کرد " (182) .

    از این طرف ، دختر جوان با پولی که از فروش جواهر به دست آورده است ، قصری می خرد که خشتی از طلا و

1.Reality principle                  2. The Question of Lay Analysis             3. Ego             4. Id.            

خشتی از نقره  دارد . برای استقبال از شوهر توانگر خود ، فاصله ی قصر تا محل فرودآمدنش را قالی پوش می کند و سوارانی با لباس هایی به رنگ های قرمز ، سفید و سبز در دو صف می آراید تا مانند پادشاهی از او استقبال کند (184) . اکنون دیگر هنگام آن است که کوچک ترین دختر پادشاه ، درستی اندیشه ی خود را به پدر نادان ، ثابت کند و نشان دهد که باورش به این که " زن ، مرد را مرد واقعی می کند " درست بوده است . پس پدر را با همراهانش به قصر باشکوه خود فرامی خواند . به دستور دختر فرزانه ، همه ی درباریان و سربازان همراه پدر در بشقاب های طلا و نقره ، اطعام می شوند . به آنان گفته می شود که می توانند ظروف غذا را با خود ببرند اما به پدر گرسنه ی خود ـ که از گرسنگی به عذاب آمده است ـ تنها " خاگینه " می دهد تا متنبهش کرده باشد :

     " بعد بهرام را فراخواند و گفت : این ، همان بهرام باربر است که من به وجودش افتخار می کنم . " بهرام در رخت شاهانه ، لبخند بر لب زد و به شاه خوش آمد گفت " (186) .

  1. در افسانه ی پریان ، کسانی به تمامیت روانی می رسند : هم شاهدخت جوان و هم " بهرام " بیکاره و تن

آسان ، در سایه ی کار خلاق و کشاکش با دشواری های زندگی ، به کمال می رسند . اصطلاح " مناسک گذر " ، اصطلاحی است که در سال 1909 " وان ژنپ " 1 وضع کرده است . او در " مناسک گذر " ، سه مرحله یافته است :

  • مرحله ی گسستن : " مرحله ی گسستن " 2 ، یعنی جدا شدن فرد یا گروه از موقعیت پیشین یا وضعیت زندگی

قبلی خود . در فرآیند گسستن از گذشته ، فرد جزئیات فرهنگ جامعه را برای بازسازی و ادامه ی شیوه ی زندگی می آموزد و این خود می تواند برای وی " جواز عبور  " باشد . جدایی از گذشته ، مهم ترین بخش مناسک گذر در هر مرحله از تکامل و تحول آن است . تمام شگرف کاری ها ، آزمون های سخت و تجربه های ترسناک ، فقط مقدمه ای است بر عالی ترین درس مکتب تاریخ ـ که همانا نفی کامل گذشته است " ( امیرقاسمی ؛ حاجیلو 1390 ، 12) .

     جوان ترین دختر ، با سه پاسخ غیر متعارفی که به پرسش های پدر می دهد ، او را نسبت به خود خشمگین و بیزار می کند . پس به اشاره ی پدر از قصر طرد و به زندگی حقیر در خانه ای محقر و زندگی با شوهری بیکاره و مایه ی سرشکستگی ، محکوم می شود . " بهرام " نیز برای تأمین معاش ، ناگزیر ابتدا از خانه و سپس از شهر و مادر خود دور می شود و با قبول خطر ، به کامیابی می رسد .

  • مرحله ی عبور : " مرحله ی عبور " 3 پس از گسستن از وضعیت پیشین ، رخ می دهد ودر آن ، فرد یا گروه

، طی مراسمی سنگین و گاه طاقت فرسا . . . از پایگاه قبلی خود گذر می کند و به دنیای جدید وارد می گردد . در چنین مراسمی نمایشی ، نوخاسته به عنوان " نوزاد " تلقی شده و در فرایند " عبور " ، گویی دوباره به دنیا می آید " (13-12) .

     بی گمان ، نخریسی ، فروش نخ در بازار و تعامل با مردم کوچه و بازار برای شاهزاده خانمی که دو دهه از عمرش را در تنعم و آسودگی گذرانده است ، آسان نیست . با این همه ، او آرمان و اندیشه ای دارد که باید درستی آن را به پدر ثابت کند .  اما این آزمون ، تنها برای اقناع پدر تاجدار نیست . دختر جوان نیز خود می خواهد ظرفیت های جسمی و روانی خویش را بیازماید ؛ مهارت های تازه ای را تجربه کند و آن ها را ارتقا دهد و تعالی ببخشد . هوشیاری و پیشگویی های او ، به کار شوهر جوان و بی تجربه می آید و او را از پیشه ی باربری به عنوان حرفه ای حقیر اجتماعی ، تا حد بازرگانی موفق و توانگر فرا می برد . سختی های او ، بیش از همسر است . وقتی کاروانیان تشنه می شوند ، به چاهی فرو می رود که هرکس پیش از او رفته ، دیگر بازنگشته است . با این همه او به جای آن که با پا وارد چاه آب

1.Van Gennep                 2. Separation                  3. Transition

شود ، آهسته آهسته با سر به قعر چاه می رود و چون چشمش به پریان آب می افتد ، مراتب احترام و فروتنی را به کمال به جا می آورد و در نتیجه ، مورد لطف آنان قرار می گیرد . او نه تنها نیاز کاروانیان را به آب برطرف می کند ، بلکه به پاس ادب و سپاسداری خود ، مورد عنایت پریان آب قرار می گیرد و شش دانه اناری بهشتی که به او داده می شود ، سرمایه ی هنگفتی برای خرید قصر بعدی اش می شود . با وجود این ، کامیابی " بهرام " تنها نتیجه ی سخت کوشی ، بردباری و شکیبایی او نیست . او از نظر ذهنی و روانی هم ، به تمامیت می رسد . او به فراست درمی یابد سفیدپوش ناشناسی که در تاریکی شب ، نوزادی را کشته و به میان کاروان انداخته ، همان سوگلی پادشاه است که تمارض کرده تا خود را از آسیب پادشاه ، ایمن کند و چنان وانمود کند که گویا در شب قتل نوزاد ، در قصر بوده است ، اما یک دسته مویی که به چنگ " بهرام " افتاده ، راز قتل و خیانت سوگلی را به پادشاه ثابت می کند . گذشته از این ، کشف قتل و شناسایی قاتل ، بسیاری از مردم بی گناه شهر را از مجازات بی وجه پادشاه ، نجات می دهد .

     اقدام شایسته ی دیگر " بهرام " ، بازگشت مجدد به چاه آب و نجات پریان از زندگی بی آینده ی آنان است . سه پری نجات یافته ، کیسه ی دیگری از انار به او می دهند که سخت به کار " بهرام " و همسرش می آید . آن شش دانه انار ، و این کیسه ی سرشار از انار بهشتی ـ که جز جواهر چیزی نیست ـ کم ترین پاداش برای تحمل سختی ها و بزرگ منشی باربر پیشین است .

  • مرحله ی تجمّع : " پس از عبور از مرحله ی دوم ، در " مرحله ی تجمع " 1 ، فرد به پایگاه جدید اجتماعی

اش پیوند می خورد . . . در حیات نوینی که فرد پس از " پیوستن " پا به عرصه ی آن می گذارد ، همه چیز قدیمی فراموش می شود . یک نام تازه ، یک زبان جدید و امتیازهای نو ، دستاوردهای طبیعی این دوره است " (13) .

     " بهرام " پس از مدت ها زندگی در بیابان ها ، بیدار خوابی ، باربری و قبول خطر ، با دستی پر و امیدوار به آینده ای درخشان تر ، به شهر خود و خانه ی پر مهر خود بازمی گردد . او داماد دو پادشاه است و نیمی از ثروت پدرزن تازه را در اختیار دارد . با این همه ، در اندیشه ی انتقامجویی و تحقیر پدرز ن پیشین خود نیست . او نیمی از انارهای کیسه را هم به " پادشاه " می بخشد :

     " نیمی از این انارها را به دربار پدرت بفرست و همان طور که انارها را خودت پاره کردی ، به آن ها هم نشان بده چه گونه پاره کنند " (187) .

     اکنون دیگر " بهرام " نیاز ندارد تا خود برای افزایش سرمایه به تجارت و سفر بپردازد . او پیشکارانی دارد که این مهم را به آنان می سپارد :

     " اگر صحبت از ثروت است ، که داریم و اگر میل به کار داری ، بهتر است چند نفر را در پی این کار بفرستی و خود ، در کنار ما خوش بگذرانی " (187) .

  1. پریان ، نمادی از نیروهای روانی اند : افسانه ی پریان ، ظاهری دارد و باطنی . ظاهرش ، شخصیت

ها ، احساس ، خرد و منشی شگفت انگیز و خارق العاده دارند . اما در پس نقاب برخی از شخصیت ها ، باطنی هست که باید کشف و تفسیر شود . سه پری آب در ژرفای چاه ، شخصیت هایی واقعی ، عینی و محسوس نیستند ، زیرا در ژرفای چاه آب زندگی می کنند و بسیاری از تشنگانی را که به سراغ آب یا برداشتن آن ، آمده اند ، تباه کرده اند :

     " دیدند هرکه آن جا رسیده ، به چاه که رفته ، بازنگشته است " (179) .

    در نخستین برخورد به هویت سه پری آب ، می توان چنین تفسیر کرد که " پریان آب " ، نمادی از " آناهیتا " ، ایزد بانوی آب " در اساطیر ملی و باستانی ما هستند ؛ همان ها که در اوستا که از او به " اردویسور آناهیتا " تعبیر شده است که وظیفه ی مقدسش " آسان کردن زایمان بر زنان ، روان کردن شیر در پستانشان و پاک کردن نطفه ی مردان برای

  زایش است . هم او که " هزار رود و هزار دریاچه " دارد و به قول " اهورامزدا " :

     " من ، " اهورامزدا " ، به نیروی خویش ، " آناهیتا " را پدید آوردم تا خانه و ده و شهر و کشور را بپرورانم و نگاهبانی و پاسبانی کنم و کسان را پناه دهم " ( دوستخواه 1366 ، 138-137) .   

      آنچه این پندار را تقویت می کند ، پیوند میان " پریان " با " آب " ، " چاه " و تشنگان و نیازمندان به آب و کوشش برای برداشتن آب است . قرینه ی دیگری که این گمان را تقویت می کند ، " انار " هایی است که پریان به " بهرام " می دهند و چنان که می دانیم ، " انار " نیز " با " زایش " ، " زهدان " زنان و " خون " روی آنان ، پیوند دارد . پرتاب کردن " سیب سرخ " و " انار سرخ " به طرف " عروس " در برخی " مناسک " و " آیین ورود " هنوز در برخی روستاهای خراسان ، رایج است . نهادن " سیب سرخ " در روی سفره "  هفت سین " ، نمادی از زایش و باروری زنانه و به یک تعبیر ، " خیر و برکت " است :

     " ُپردانگی انار ، نماینده ی برکت و باروری است و نمادی است از باروری ناهید و به ویژه شکل آن از روزگاران کهن نزد شاعران به " سینه " تشبیه می شود و نمادی است از سینه ی زنان به هنگام جشن زایش " ( فره وشی 1383 ، 65 ) .

     با این همه ، هر نمادی باید در "  زمینه " 1 و " بافت معنایی " آن مورد بررسی قرار گیرد . اگر " پریان آب " به واقع ، همان ایزد بانوی " آب " است ، دلیلی ندارد که تشنه کامان ( از انسان و حیوانات ) را از نعمت زندگی محروم کنند ، آن هم به این دلیل که مراتب ادب را نگاه نداشته اند . ایزد بانوی آب ( اناهیتا ) ، نمادی از "  باروری " و " حیات بخشی " است و نمی تواند ، انسان و حیوان را از تشنگی بکشد یا آنان را تباه کند . افزون بر این ، " انار " هایی که پریان به " بهرام " می د هند ، به جای " دانه ی انار " ـ که باید رمزی از " زایش " باشد ـ سرشار از " جواهر " است ؛ جواهراتی که در بازار به فروش می رسند و صرف ساختن قصر می شوند . به این دلیل ، شاید لازم باشد مسأله را از دیدگاهی دیگر بنگریم . " چشمه ی آب حیات " و " معرفت " نیز در " چاه " و در " ظلمات " قرار دارد . رفتن " بهرام " با طنابی که یک سرش در دست کاروانیان است ، آن هم به آدابی تمام به درون چاه ، رمزی از کوشش و مجاهده ی      " رونده ی راه " ( سالک ) و " قهرمان جست و جوگر " برای دستیابی به مقصود ، ثروت و " آب حیات " است . قرار گرفتن این چاه و آن پریان در " بیابان " و آن هم در اعماق چاه تاریک و خطرناک ، به معنی ضرورت مجاهده و استمرار در طلب برای رسیدن به " گنج " مادّی یا معنوی است . " چاه " در این " زمینه " و آن چنان که از فحوای متن برمی آید ، نمادی از " ناخودآگاه " آدمی است ؛ جایی که سرشار از نیروهای حیاتی است و باید کشف شود و مورد بهره برداری قرار گیرد . " ناخودآگاه " پیوسته در ادبیات داستانی و عرفانی ، افسانه های پریان و اساطیر ،  به آن بخش از " ناخودآگاهی " آدمی اشاره دارد که سرشار از ذخایر معنوی و معرفت و شهود است . به باور " یونگ " ، " آب حیات " در " درون آدمی " است و او چه از آن آگاه باشد یا  نه ، آن را در خود دارد :

     " آب حیات را به آسانی می توان داشت . . . ابلهان آن را خوار می دارند ، چون خیال می کنند که هر چیز خوبی همیشه در " بیرون " و در جایی دیگر است و منشأ " درون خودشان " ، چیزکی بیش نیش نیست " ( یونگ 1373 ، 184) .

      از سوی دیگر ، " گنج " ، به معنی مادّی یا معنوی اش ، هیچ گاه بر سطح زمین و بیرون قرار ندارد . آن را باید در اعماق زمین یا " درون " و " ناخودآگاه " جُست . " درون " و " زیرِ زمین " همیشه تاریک ، خطرناک و دور از

1.Context

دسترس است . " هرکس " نمی تواند به آن ، دست یابد ؛ چنان که " همه " ی تشنگانی که در طلب آب به آن چاه رفته اند ، سیراب بازنگشته اند و به گنج پنهان ، دست نیافته اند . قرینه ی دیگری که ثابت می کند ، " پریان " همان " شاهد مقصود " و " انار " ها ، همان " گنج معرفت " هستند ، این است که وقتی " بهرام " دومین بار به " چاه " کذایی می رود ، " پریان " را با خود همراه می آورد . کسی نمی تواند " ایزد بانوی آب " را " ِملک طلق " و شکار خود کند . رفتار نمادین " بهرام " ، به این معنی است که او از این پس ، " گنج معرفت " را با خود و در خود دارد .

     اما  سوگلی پادشاه ـ که نوزاد او را ربوده می کشد و در بیابان گور و گم می کند ـ نمودی از " زن شریر " یا           " تبهکار " ی است که در آموزه های روان شناختی و " کهن الگو " یی او سراغ باید گرفت :

      " بهرام چون بقچه را باز کرد ، بچه ی تازه زایی را دید که جامه های زربفت به تن داشت و خنجری که در پهلویش فرورفته بود . بهرام خنجر را که بیرون کشید ، همان نیم نفسی هم که با بچه بود ، از میان رفت " (180) .

      " سوگلی " پادشاه گذشته از نوزادکشی ، سخت مکار افتاده و برای این که هرگونه بدگمانی را از پادشاه دور و او را گمراه کند ، تمارض کرده به بستر می افتد . وقتی " بهرام " برای شناسایی او و مطابقت دسته مویی که از سر او گرفته با موهای وی به " پادشاه " تکلیف می کند که او هم باید حاضر باشد ، متوجه غیبت سوگلی می شود :

     " قبله ی عالم ! این بافته ، موی سوگلی تو است . خوب به آن نگاه کن . "  شاه دید که مو ، موی سوگلی او است . در این جا بود که بهرام آن چه را که شب پیش بر او گذشته بود ، برای شاه تعریف کرد . شاه دستور داد سنگ و پوست پیاز جمع کنند و سوگلی را در میان آن قرار داده بسوزانند " (182) .

     " سوگلی " با چنین سیمایی ، سویه ی منفی " آنیما " 1 یا " روان زنانه ی مرد " ( پادشاه ) است که نفشی تباه کننده دارد . " فون فرانز " از نقش منفی  " روان زنانه " در مرد ، می گوید و از آن به " بانوی زهرآگین " تعبیر می کند :         

     " او موجود زیبایی است که سلاح هایی یا یک زهر پنهانی در  بدن خود دارد که با آن ، عاشقان خود را در نخستین شب وصال ، می کشد . . . و در اروپا غالبا ً تا زمان حاضر به صورت اعتقاد به " زنان جادوگر " ، جلوه گر شده است " ( یونگ و دیگران 1359 ، 283 ) .

     به احتمال زیاد " سوگلی " پادشاه که نمی توانسته نوزاد " ملکه " یا همسر و سوگلی دیگری را برتابد ، با کشتن نوزاد دیگران ، می خواسته موقعیت خود را در حرمسرا ، تثبیت کند . باری ، در این افسانه ، " سوگلی " وجودی عینی و بیرونی نیست ؛ بلکه بخشی مخرب از " ناخودآگاه " شخص " پادشاه " است ؛ یعنی همان بخش از " ناخودآگاه " و سویه ی منفی " آنیما " در پدر " جوان ترین دختر " پادشاه دیگر که به طرد دختر هوشیار و فرزانه ی خود اشاره می کند . هر دو " پدر ـ پادشاه " ، یک سویه ی منفی در " روان زنانه " ی خود دارند که گرفتار آن هستند  و از آن ، زیان می بینند . نقطه ی مقابل این دو سیما ، سویه ی مثبت " روان زنانه " ی قبله ی عالم است که در ازای کشف توطئه ی سوگلی ، هم دختر و هم نیمی از ثروت خود را به " بهرام " می بخشد . در این حال ، بخشیدن دختر به قصد ازدواج با     " بهرام " ، رفتاری " حیات بخش " و " زاینده " است که با جنبه ی خلاق " روان زنانه " او ، تناسب دارد و باز در نقطه ی مقابل و خطر ناک آن بخش از " روان زنانه " ی " پدر ـ پادشاه " ی قرار می گیرد که دختر دانای خویش را از قصرش به خواری می راند ، زیرا پندار و  گفتاری غیر سنتی و نامتعارف دارد .

  1. در افسانه ی پریان ، شماره ها ، نمادند : وقتی " بن مایه " 2 ای پیوسته در سطح متن تکرار می شود ، نه

تنها بر " بن مایه " ای بودنش دلالت می کند ، بلکه معانی تلویحی دیگری را هم افاده می کند . این عدد مکرر ، " سه " است . پادشاه ، " سه " دختر دارد و برای آنان ، " سه " شوهر " می یابد (174) . " سه " پری در اعماق چاه زندگی

1.Anima                     2. Motif

می کنند (179) . لباس هایی که دختر جوان تر پادشاه به تن سربازان و مستقبلین می کند ، " سه " رنگ دارد (184) . درست است که شماره ی پریان ، " سه " است اما هیچ گونه تمایزی ندارند و در حکم یک تن به شمار می روند . با علم بر این دقیقه ، می توانیم گفت " بهرام " نیز " سه " همسر دارد . " بهرام " در روند تغییر مشاغل ، " سه " شغل را تجربه می کند : نخست ، باربری در شهر . دوم ، شرکت در تجارت و تبدیل شدن به یک تاجر مستقل و توانگر که عنوان دامادی " قبله ی عالم " را نیز دارد و سه دیگر ، فرارفتن تا سطح یک " پادشاه " . آنچه این معنی را تقویت می کند ، زدن نشان شیر و خورشید به کلاه ، گذشتن از میان دو صف از سربازان با لباس های رنگارنگ از روی قالی هایی به طول چند کیلومتر که هیچ بازرگانی را توان تملک آن ، نیست . " پدر ـ پادشاه " ، از دختران خود ، پاسخ " سه " پرسش را می خواهد (175) . " سه "  روز پس از ورود " بهرام " به شهر ، همسرش از " پدر ـ پادشاه " دعوت خواهی می کند (184) . گذشته از این ها ، همان گونه که پیش تر اشاره کردیم ، مراحل رسیدن به " تمامیت روانی " و " کمال نفسانی " نیز " سه " مرحله بود . این داده ها به خواننده کمک می کند تا به معنی تلویحی عدد " سه " پی ببرد و دریابد که مضمون اصلی این افسانه ، رسیدن قهرمانان به " تمامیت روانی " است .

     به نوشته ی " جان بتس " 1 عدد " سه " ، جمع میان دو عدد " واحد " 2 " و " دوگانگی " 3 است . بسیاری از نظام های مذهبی و فلسفی ، دارای سه اصل هستند : مثلا ً در مسیحیت ، این اصول " ایمان " ، " امید " و " عشق " هستند . در مصر باستان ، " سه " خدا رشته ی کارها را به دست دارند : " هوروس " 4 ، " ایزیس " 5 و " اوزیریس " 6 . در آیین هندوان ، " برهما " 7 ، " ویشنو " 8 و " شیوا " 9 قابل ذکرند . در فلسفه ی " هگل " 10 ، سه اصل دیالکتیک ( " تز " 11 ، " آنتی تز " 12 و " سنتز " 13 ) وجود دارد . به این دلیل می شود گفت که عدد " سه " نمادی از " کمال " 14 و " تمامیت " 15 است ، زیرا حاصل جمع میان عدد  " یک " ( فرد ، تنها ، ناقص ) و عدد " دو         ( زوج ، کامل ) است . ( متس 2013-2009 ) .

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1.John Betts            2. Unity          3. Duality          4.Horus           5. Isis            6. Osiris              7. Brahma 

8. Vishnu             9. Shiva            10. Hegel            11. Thesis           12. Antithesis            13. Synthesis            14. Fullfilment           15. Completion

منابع :

 

امیرقاسمی ، مینو ؛ حاجیلو ، فتانه . نشانه شناسی مناسک گذر . تبریز : نشر ستوده  ، 1390 .

بتلهایم ، برونو . افسون افسانه ها . ترجمه ی اختر شریعت زاده . تهران : انتشارات هرمس ، 1381 .

دوستخواه ، جلیل . اوستا : نامه ی مینوی آیین زرتشت . از " گزارش " استاد ابراهیم پورداود . تهران : انتشارات مروارید ، چاپ ششم ، 1366 .

فروید ، زیگموند . مفهوم ساده ی روانکاوی . ترجمه ی فرید جواهر کلام . تهران : سازمان کتابهای جیبی ( چاپ دوم ) 1346 .

فره وشی ، بهرام . جهان فروری : بخشی از فرهنگ ایران کهن . تهران : انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1383 .

میهن دوست ، محسن .  افسانه های دست توس : پریان آب ، انار بهشتی .  تهران : پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری ، 1387 .

یونگ ، کارل گوستاو . روان شناسی و کیمیاگری . ترجمه ی پروین فرامرزی . مشهد : بنیاد پژوهش های اسلامی         ( آستان قدس رضوی ) ، 1373 . 

------------------- . انسان و سمبولهایش . ترجمه ی ابوطالب صارمی . تهران : امیرکبیر و کتاب پایا ، چاپ دوم ، 1359 .                        

Betts, John . Fairy Tale Interpretation Group. University of  Cape Town  © 2009-2013. Jungian Analysis Victoria , Canada .

Freud, Sigmund. A General Introduction to Psychoanalysis. New York: Boni and Liveright , 1920.

Samuels, Andrew ; Bani Shorter and Fred Laut. A Critical Dictionary of Jungian Analysis. Routledge , 1986 . “ Initiation “ entry.

Von-Franz, M arie- Louise. The Interpretation  of  Fairy Tales. Publisher : Shambhala , Revised  Edition ( July 9, 1996) .

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

بازدیدکنندگان

در حال حاضر 50 میهمان و بدون عضو در حال بازدید از سایت هستند

آگهی متنی

   مسئولیت نوشته ها به عهده ی خود نویسنده است و سایت مرور هیچ مسئولیتی در این مورد ندارد

مهرآوران

 هاست  ، دامنه ، طراحی سایت 

HTTP://MEHRAVARAN.COM

  


 بیست داستان کوتاه از ۱۶ تن از داستان نویسان معاصر

یتhttp://www.epubfa.ir/?p=79

 

 زنان داستان نویس ایران در سایت امازون

با ترجمه امیر مرعشی

https://www.amazon.com/Alive-Kicking-collection-Contemporary-Iranian/dp/1544022727/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1488605449&sr=8-1&keywords=mitra+dava

 

 

مرفی /  بکت / سهیل سمی / ققنوس

 

 

بالزن ها / محمد رضا کاتب / نشر ققنوس .هیلا

 

 

 

با عزیز جان در عزیزیه /  فرخنده اقایی / نشر ققنوس

 

رمان «چرا زن‌ها گریه می‌کنند» نوشته رُنه ژان‌کلو با ترجمه عظیم جابری
نشر افراز . 
 

 

مجموعه چهار جلدی شناختنامه ادبیات ایران

جواد اسحاقیان /  نشر نگاه

 

چرا اخرین درنا باز می گردد

شمس آقاجانی

 

اکواریوم شماره چهار / میترا داور / نشر اموت